السيد محمد حسين الطهراني

38

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

كن ! جابر عرض كرد : آرى يا أبا جعفر ؛ من وارد شدم بر سيّده و خانم خودم فاطمه دختر رسول خدا صلّى الله عليه و آله تا آنكه وى را به ميلاد حسين عليه السّلام تهنيت گويم ؛ در آنجا صحيفه‌اى در دست او ديدم از جنس دُرّ سفيد ( دُرّةٌ بَيْضآء ) . گفتم : اى خانم و سيّد و سرور بانوان ! اين صحيفه‌اى را كه من با تو مىبينم چيست ؟ گفت : در آن أسامى أئمّه ، از فرزندان من مىباشد . عرض كردم : آن را به من بده تا ببينم . گفت : اى جابر اگر منع و نهيى نبود به تو مىدادم ؛ و ليكن نهى شده است از اينكه كسى او را مسّ كند مگر پيغمبر يا وصىّ پيغمبر يا أهل بيت پيغمبر ، و أمّا تو إجازه دارى از ظاهر آن نگاه به درون آن بيندازى . جابر گفت : من آن را خواندم . سپس شرح مىدهد كه : در آن أسماء دوازده إمام عليهم السّلام ، و قبل از آنان پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم كه نام وى أبو القاسم محمّد بن عبد الله المصطفى و مادرش آمنه است ، تا به آخر كه اسم آنحضرت أبو القاسم محمّد بن الحسن است كه حجّت قائم و مادرش جاريه‌اى است به نام نرجس ، صلوات الله عليه أجمعين ، موجود بود . در اين روايت حضرت باقر عليه السّلام در حضور زيد ، جابر را إحضار كردند و جابر براى زيد اين روايت را از صحيفهء فاطمه بيان كرد ، تا براى حضرت زيد موجب اطمينان شود كه عهود و مواثيق بواسطهء انتخاب و اختيار نيست و از سابق بوده است . همهء اين مطالب دلالت مىكند بر اينكه زيد مردى بزرگوار و عامل بالقسط ، و قيامش قيام به قسط بوده است ؛ و ليكن درجه و مقام حضرت باقر عليه السّلام را نداشته ، و آنچه از علوم بر حضرت باقر منكشف شده بود ، بر زيد